بلاگ پاراگراف

کتاب جز از کل

استیو تولنز
نشز چشمه
۷۱۰ صفحه

کتاب جز از کل اولین رمان نویسنده ی استرالیایی استیو تولنز می باشد. وی با وجود اولین تجربه ی حرفه ای نویسندگی خود، نامزد دریافت جایزه ی معتبر بوکر شد که کمتر نویسنده ای برای اولین اثر خود موفق به کسب نامزدی می شود. تولنز بعد از کتاب جز از کل در سال ۲۰۰۸، در سال ۲۰۱۵ دومین رمان خود را عرضه کرد.

وی در مصاحبه ای بیان داشته است که : «آرزوی من نویسنده شدن نبود، ولی همیشه می‌نوشتم. زمان بچگی و نوجوانی شعر و داستان کوتاه می‌نوشتم و رمان‌هایی را آغاز می‌کردم که بعد از دو و نیم فصل، علاقه‌ام را برای به پایان رساندن‌شان از دست می‌دادم. بعد از دانشگاه دوباره به نوشتن رو آوردم. درآمدم خیلی کم بود و فقط می‌خواستم با شرکت در مسابقات داستان‌نویسی و فیلمنامه‌نویسی پولی دست و پا کنم تا بتوانم زندگی‌ام را بگذرانم که البته هیچ فایده‌ای نداشت. زمانی که دائم شغل عوض می‌کردم یا بهتر بگویم، از نردبان ترقی هر کدام از مشاغل پایین‌تر می‌رفتم، برایم روشن شد هیچ کاری جز نویسندگی بلد نیستم. نوشتن یک رمان تنها قدم منطقی‌ای بود که می‌توانستم بردارم. فکر می‌کردم یک سال طول می‌کشد ولی پنج سال طول کشید. زمان نوشتن تحت تاثیر «کنوت هامسون»، «لویی فردینان سلین»، «جان فانته»، «وودی آلن»، «توماس برنارد» و «ریموند چندلر» بودم.»

پاراگراف اول این رمان را در زیر میخوانید:

«هیچ وقت نمی‌شنوید ورزشکاری در حادثه‌ای فجیع، حس بویایی‌اش را از دست بدهد.

اگر کائنات تصمیم بگیرد درسی دردناک به ما انسان‌ها بدهد، که البته این درس هم به هیچ درد زندگی آینده‌مان نخورد، مثل روز روشن است که ورزشکار باید پایش را از دست بدهد، فیلسوف عقلش، نقاش چشمش، آهنگساز گوشش و آشپز زبانش را.
درس من؟ من آزادی‌ام را از دست دادم و اسیر زندانی عجیب شدم.»

اگر انتقاد نیویورک تایمز از این کتاب را در نظر نگیریم، از چشم باقی منتقدان، نقد منفی بر این اثر وارد نشده است. تولنز این اثر را در طول ۵ سال نوشته است و برخی اولین پاراگراف آن را مهم ترین پاراگراف کل آن میدانند. بعد از قرار گرفتن نام تولنز در لیست نویسندگان معاصر مطرح بااین اثر، برخی از منتقدان کتاب جز از کل را اثر کلاسیک مدرن نامیده اند.

دو پاراکراف دیگر از این کتاب را در زیر میخوانید:

«وقتی بچه هستی، مدام از تو می‌پرسند: «حالا فرض کنیم همه مردم خودشون رو انداختن توی چاه. تو هم باید این کار رو بکنی؟».

وقتی بزرگ می‌شی ماجرا فرق می‌کنه. آدمها بهت می‌گن: آهای. همه داران می‌پرن تو چاه. تو چرا نمی‌پری؟»

«وقتی خیلی تلاش می‌کنی کسی را فراموش کنی، خودِ همین تلاش کردن به یک خاطره‌ی فراموش‌ناپذیر تبدیل می‌شود.

حالا باید بکوشی تا این فراموش کردن را فراموش کنی و این چنین، یک خاطره‌ی فراموش نشدنی دیگر هم ایجاد می‌شود. »

این کتاب الهام بخش و روح نواز توسط نشر چشمه و با ترجمه ی پیمان خاکسار منتشر شده است. خاکسار در این باره میگوید: «جزء از کل کتابی” است که هیچ وصفی، حتا حرف‌های نویسنده‌اش، نمی‌تواند حق مطلب را ادا کند. خواندن “جزء از کل” تجربه‌ای غریب و منحصر به فرد است. در هر صفحه‌اش جمله‌ای وجود دارد که می‌توانید آن را نقل قول کنید. »